السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

93

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

بار با من چنين ميشد من از تو جدا نميگشتم تا آنكه در ركاب تو كشته شوم و اكنون چرا چنين نكنم با اينكه يك كشته شدن بيش نيست و بدنبالش عزّتى كه هرگز ذلّت نخواهد داشت سپس زهير بن قين برخاست و گفت : به خدا قسم اى پسر پيغمبر دوست دارم كه من كشته شوم سپس زنده شوم و هزار بار اين عمل تكرار شود ولى خداى المؤمنين كشته شدن را از جان تو و جان اين جوانان كه برادران و فرزندان و خاندان تواند باز گيرد ، و جمعى ديگر از ياران آن حضرت به همين مضامين سخن گفتند و عرض كردند جانهاى ما بفدايت ما دستها و صورتهاى خود را سپر بلاى تو خواهيم كرد كه اگر در پيش روى كشته تو شويم بعهدى كه با پروردگار خود بسته‌ايم وفادار بوده و وظيفه‌اى كه به عهده داريم انجام داده باشيم در همين حال بود كه بمحمّد بن بشر حضرمى خبر رسيد كه فرزندت در سر حدّ رى اسير شده است گفت : گرفتارى او و خودم را به حساب خداوند منظور ميدارم با اينكه مايل نبودم كه من باشم و او اسير گردد حسين عليه السّلام اين بشنيد فرمود رحمت